|
کسی در درون من از عشق میگفت ! و من خواندم این واژه ها را ... محبت
خوندنش پنج دقيقه هم نميشه ... <<شك داشتن يه نوع تزلزله ! شايد همون مسئلهء بودن يا نبودن اينجا صدق ميكنه ! براي همين اگر هم فردي وارد زندگيم بشه ، به هر عنواني ، هم خيلي سخت از دستش ميدم و هم خيلي راحت ! خيلي سخت براي اينكه مطمئنا كسي كه وارد زندگيم شده ، بهترين انتخاب من بوده و من براي اون شخص و انتخابم ارزش قائلم . البته بيشتر براي انتخابم ارزش قائلم تا اون شخص . خيلي راحت براي اينكه ، وقتي بي خيال كسي ميشم كه خودش بخواد . واگر كسي بخواد كه بي خيالش بشم ، مطمئنا لياقت بودن با منو نداره . بنابراين خيلي راحت بي خيال آدمهاي دور و برم ميشم . چون مشخصا خودشون خواستن ، و من نميتونم جلوي رفتن كسي رو بگيرم و كسي رو نميتونم زوري نگه دارم . البته استثنا هم پيش اومده ! ... شايد يه نقطه ضعفي كه من تا همين اواخر داشتم ، والان يه جورهايي اصلاحش كردم ، اين بود كه اگر كسي وارد زندگيم ميشد و در موردش مطمئن بودم ، خيلي زود و از روي احساسات بهش دل مي بستم ! البته بهتره جمله خودمو اصلاح كنم . بهتره بگم به بودنش عادت ميكردم . با اينكه خيلي راحت ميتونم عادتهامو ترك كنم . چون خودم رو به همه چيز ترجيح ميدم و نميذارم كسي مانع پيشرفت من بشه . واگر كسي توي زندگيم باشه كه فكر كنم بخواد برام مشكلي پيش بياره ، خيلي سريع ميبُرمش ! البته بهتره بگم ، خيلي راحت لهش ميكنم ! چون بودن با بعضي افراد باعث شده ، روش هاي له كردن رو خيلي خوب ياد بگيرم ! >> تعجب نكنيد ! ... خودم وقتي اين مطالب رو خوندم كمي سردرگم شدم . آخه حرفهاي دل خودم رو خوندم در يك قالب جديد . اصلا فكر نميكردم واژه ها تا اين اندازه باعث تفاوت كلام بشه . آقا مهران اين مطالب رو نوشته و خواسته كه با دقت بخونيمشون . من واقعا استفاده كردم و ميشه گفت از خوندن مطالبي كه توي دلم انباشته شده و نميتونستم اعتراف كنم لذت بردم . خيلي ها ميان توي وبلاگ ها ميگردن ، مطالب و شعرها رو خيلي سرسركي ميخونن و يه پيام ساده بمعناي اينكه " من اومدم به تو سرزدم " . اما گاهي اون آدمهايي كه دوست داري حرف دلت رو بگيرن اصلا روي واژه هايي كه از دلت بلند ميشه توجه نميكنن ! نميدونم ! نميخوام بگم حرف هم رو نميفهميم . چون اين امكان نداره ! يقينا وقتي براي فهميدن حرفهاي هم نميذاريم . ساده عبور ميكنيم . درست مثل عبور از احساساتي كه بپاي ما ريخته ميشه و ما زير پاهامون خورد ميكنيم . به همين سادگي ! اگه اين نوشته ها رو خوندي و كمي با خودت فكر كردي ، به سايت آقا مهران هم سري بزن . من كه توي سيستمم سيوش كردم تا بارها و بارها بخونمش و از كلمه كلمه اش استفاده كنم . آدرس سايتشون اينه : مهران فره راز .....*......... ...........*......... ..................*.......... تقديم به خيال برتر ذهن ندا ... ثانيه هاي من هميشه مثل عقربه هاي ساعت روي ديوار ، با ناله عبور كرده اند ! دست كم ، براي مرهم گذاشتن ، بروي خش خشي صفحهء ساعت روي ديوار ، نگاهم كن !
واژه كم ميارم بنويسم ، آخه ميدونم نه تو خيلي وقت داري ، نه من ميتونم همهء حرفهام رو برات بگم ! پس خلاصه چند جملهء كلي مينويسم ! ... - خدايا ! ... با همهء اينها ... باز هم شكرت ! - مامان و باباي بي همتاي من ، عماد و لالهء نازنينم ! دوستتون دارم ... - فهميدم دنيا خيلي كوچيكتر از اونيه كه فكر ميكردم . - زندگي ساده تر از اين حرف هاست ! - عكس با فرمت Gif ياد گرفتم بسازم . اينم واسه شروع ! قشنگ شده ؟ ---> ندا در باران
.....*......... ...........*......... ..................*.......... تقديم به خيال برتر ذهن ندا ... رسم دنيا اين بوده تا هست ! ... تنهايي و بي همسفري ! ... تو كه عطر حضورت ، با همهء گلهاي باغ زندگي من فرق داره ، كي ميخواي شكفته بشي تا مست از عطر بي همتاي تو بشم ! شوخي نميكنم ! خيلي هم جدي ميگم ! ميخواي باور كن ! ميخواي مثل هميشه باور نكن ! مهم اينه كه من به حرفم اعتقاد دارم . به چي ؟! ... به اينكه دوستت دارم ! هميشه دلتنگتم ! برات ميميرم ! بابا ! ... عاشقتم ! براي رسيدن به تو حاضرم جونم رو بدم ! اعتقاد دارم به اينكه ، براي لحظه اي در كنار تو بودن ، حاضرم از در كنار بهترين ها بودن هم ، بگذرم . اين حرفها ، مدتهاست توي دلم مونده و حالا ميخوام به همه ، با فرياد بگم . ديگه خسته شدم ! ميخوام داد بزنم و به همه بگم " من ، هنوز هم عاشقانه دوستت دارم " .
تو از قبلا ميدونستي و به روي خودت نياوردي ! اصلا زندگي بدون تو ، برام ارزشي نداشته و نداره . چه كسي ميخواد بزنه توي گوشم ؟ كسي اين حق رو نداره ! ... من حق عاشق شدن دارم ! خودت هم اين رو خوب ميدوني ! ... " آهاي ! ... من حق عاشق شدن دارم ! " ... عاشق شدن كه عيب نيست ! مخصوصا عشق ورزيدن به تويي كه براي من ، اميد خلاصي از تنهايي هامي ! اصلا يه چيزي ! ... تو ، هنوز هم من رو دوست داري ؟! گاهي از محبتهاي تو ، لبخند هاي تو ، نگاههاي دلسوزانهء تو ، فكر كه چه عرض كنم ، ترديد ندارم دوستم داري . آخه معشوقهء من ! ... عزيز دل من ! ... مهربونم ! ... مگه ميشه صفاي سكوتت رو قيمت گذاشت ؟! خيلي ها تنهام گذاشتن ! اما تو كنارم بودي و هستي ! همه تحقيرم كردن ، تو بزرگي بخشيدي ! من چطور اين محبتت رو فراموش كنم ؟! خدايا ! ... ميخوام داد بزنم ! ميخوام اسمت رو بلند داد بزنم ؛ تا همه ، حتي اون كسي كه جرأت شنيدن اسمت رو نداره بشنوه ! خيلي دوستت دارم خداي نازنينم ! ... " عاشق توأم ! " ... ! .....*......... ...........*......... ..................*.......... تقديم به خيال برتر ذهن ندا ... غصه ها را من خلق ميكنم ، لبخند ها را تو ! حادثه ها را من مي آفرينم و خاطره ها را تو ! پس با لبخندت ، خاطره ها را برايم شيرين ترين كن !
دل هيچكي مثل من غربت اينجا رو نداره ديگه حرفهاي علاقه ، همه مُـردن تو دلم مثل گنجشكهاي بي لونه و بي جاي محله ديگه هيچ جا تو درختها جاي من نيست كه برم با تو بودن خيلي وقته كه گذشته بي تو بودن مثل مهر سرنوشته ديگه اسم تو رو هي زمزمه كردن واسه من نه تو ميشه ، نه فرقي داره بارونه از سر شب ، همش مي باره تو گوشم داد ميزنه ، همش مي ناله ميگه هيچكي مثل من غربت اينجا رو نداره زندگي ارزش اين همه اشكها رو نداره |