|
کسی در درون من از عشق میگفت ! و من خواندم این واژه ها را ... محبت
وقتی میبینم امسال داره تموم میشه دلم آرووم میگیره ! سالی که ... بهتره حالا که داره میره پشت سرش حرف نزنم ! بزرگترین آرزوم * ازدواج داداش بزرگم * رو با چشمهام دیدم . بارها محمـــــــود قند عسلمو در آغوش گرفتم و بوسیدمش ! بهترین دوستها رو در کنارم داشتم و به محبتشون ایمان آوردم ! اما خب ! ... جمع و تفریق روزهام تراز نشد و صورت سود و زیانم بدهکار شد . هر سال وقتی سررسید سال بعد رو میگیرم , صفحه اولش چند خطی در مورد سال قبل می نویسم ! روز تولد افراد خانواده و دوستها و اشخاص مهم زندگیم ؛ خاطره های مهم سالهای قبل رو علامت میذارم تا هر سال به سال بعد منتقل بشه تا فراموش نکنم چه اتفاق های مهمی طی سالها رخ داده . بااینحال چند سالیه که نو شدن سالها برام اصلا جالب نیست . یعنی فرقی برام نداره ! میخواد سال 1386 بشه یا 1387 ... تنها سالی که اومدنش برام جذابه , سال 1400 هستش که حاصل جمع روز و ماه و سال تولد منه . با خودم میگم کاش اونروز , روز پایان عمر من باشه ! یعنی فقط 38 سال زندگی ! یاد این بیت شعر افتادم: بدون تو , شبی تنها و بی فانوس خواهم مُـرد دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم
اینم آخرین پست سال 1385 . آدم از فردای خودش خبر نداره . شاید سال دیگه دست به قلمم بهتر شد . اما اینو خوب میدونم « نوشتن و بیان حرفهام تنها راه سبک شدن دله » . میدونم خیلی زوده اما ... سال 1386 بر همگی مبارک ! اینم لینک چند تا عکس واسه عیدی به شما دوستهای نازنینم ! عیدتون مبارک . یا مقلب القلوب . وفادار دلشکسته همیشه خسته از روزای برفی عشق پریشون شده دو حرفی گفته بودم اگه دلت گرفته ست کنج دلم جا واسهء دلت هست شاید دلت خواست و پاهات نیومد یا شادم ! دلت باهات نیومد هر چی که بود , بذار که گفته باشم هرجا که هست دلت , منم باهاش هست عشق گذشته از پل , دشت پر از گرایل گمشده دو حرفی , خسته روز برفی گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفته ست بیا که کنج قلبم جا واسه دلت هست حالا که تقویم من زمستوناش زیاده تو کوچه های سردش همیشه برف و باده باید بیای ببینم بهار خنده هاتو بیا بذار تموم شه روزای برفی با تو رنگ غمو به شعر شادم زده دشت پر از گرایل غمزده دلم میخواد خودت بیای ببینی نبض من و قلب تو با هم زده .....*......... ...........*......... ..................*.......... تقديم به خيال برتر ذهن ندا ... از وقتی شنیدم یه ستاره تو آسمونی , هر شب کنار پنجره با درخشش چشمات وعده میذارم !
خسته شدم ! میشه گفت کلافه شدم ! مثلا یکیش همین وزرا و نماینده ها و مقامات دانشگاهی ! دلم میخواد گریه کنم ! از روزی که وارد دانشگاه شدیم به ما میگفتن شما درسهاتون رو بخونین تا اون موقع امتحان جامع حذف میشه . ( واسه پودمانی ها )
خلاصه ما رو بگی واسه معدل کلی درس خوندیم . هرچند این ترمای آخر اون علاقه و هیجان کمتر شده , ولی هنوز هم مثل خیلی ها شب امتحان به خودمون می افتیم . بهرحال چند وقت قبل امتحان جامع بعد از کلی نذر و نیاز حذف شد . گفتن دیوان عالی پذیرفته آخه بگو این دانشگاه علمی کاربردی چی از جون ما میخواد ! بعد از روی کار اومدن دوره های کاردانی بدون آزمون ورودی و خروجی همه ما امیدوارتر شدیم . اما انگار اینا نمیخوان رحم داشته باشن . قرار بود هفت پودمان + کارآموزی رو دوسال و نیمه تموم کنن اما بازم شد سه ساله ! حالا مجبوریم هرجور شده واسه کارشناسی , یه دانشگاه خودمون رو قبول کنیم تا مدرکمون رو بدون آزمون جامع بگیریم ! نمونه سوالهای جامع سال قبل رو که میدیدم سخت بود , همش ترسم از اینه که مبادا قبول نشم ! بچه ها تو رو خدا دعا کنید امتحان جامع دوره های پودمانی از ریشه حذف بشه ! راستی بابت عکس های پست قبلی معذرت میخوام . چشم! ... از این به بعد عکسهام رو بصورت لینک میذارم ! .....*......... ...........*......... ..................*.......... تقديم به خيال برتر ذهن ندا ... اگه خورشید غروب میکنه , دلم خوشه که ماه طلوع میکنه ! وای از شب هایی که ماه هم تو آسمون نباشه ! |