تبليغاتX
باورم کن!...

یادمه قدیما اعتقاد داشتم برای ناباوری دلیلی نیست !

اعتقاد داشتم میشه بی بهونه به یه چیزی اعتقاد داشت و حتی روی اون پافشاری کرد ! بدون اینکه دلیلی داشته باشه ! با اینحال ...  خیلی وقته فهمیدم نه تنها همه این چیزا دلیل میخواد که یه علت بزرگ میخواد !

 

این روزا خیلی راحت میتونم همه رو دوست داشته باشم ! به همه بگم دوستشون دارم , بدون هیچ چشم داشت محبتی  ! شاید دلیل اصلی این احساس و رفتارم اینه که  واقعا هیچ چشم داشتی از کسی واسه محبت کردن ندارم ! 

تنها جوابی که واسه خودم میتونم پیدا کنم اینه که چه دلیل عجیب و تلخی !

 

 

 

*** خیلی ها از من پرسیدن خیال برتر ذهن من کیه ؟ اصلا وجود داره ؟

این عکسو ببینین میفهمین خیال چی هست ! اگه تونستین چهره شو ببینین لطفا در اسرع وقت به من هم خبر بدین . خیال برتر یه نفر 

پس لطفا نپرسین کیه و چیه و از کجاست !!! آخه هنوز خودم نمیدونم ازش . چی بگم ؟!  

.....*.........

...........*.........

..................*..........

تقديم به خيال برتر ذهن ندا ...

 

برگه ای را که در آن نام تو را « خیال خویش » نوشته بودم به نسیم سپردم , تا همسفر نسیم در جستجوی تو باشد . دیشب در خواب تو را دیدم که با نسیم دست در دست میرقصیدی ؛ و این بود که من نیز همسفر نسیم شدم !

 


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 17:46
توسط ندا همسفر نسیم موضوع: |

کاش اگه دلتنگ میشیم , اونقدر دلتنگیمون خالص و بی ریا باشه ؛ که نسیم راحت بتونه اون رو با خودش ببره و هیچی ازش نمونه .

از حقیقت نگذریم ؛ ... دلتنگی هم حالی داره !

اینو ببین  تا متوجه بشی چی دارم میگم .

.....*.........

...........*.........

..................*..........

تقديم به خيال برتر ذهن ندا ...

 

پازل چهرهء ماهت را در میان ابرها میچینم و هنوز , این بازی ادامه داره ! چه بازی سختی ست حل معمای خیال تو !


+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 18:36
توسط ندا همسفر نسیم موضوع: |
قبل از عید توی یکی از بحث های کلوب بود که خوندم بچه ها در یک سایت , واسه اهدای اعضا ثبت نام کردن . خیلی هاشون از این کار رضایت داشتن و بعضی هم انتقاد میکردن !

 

من سالهاست یه دست خط از خودم دارم که اگه یه روزی اتفاقی _ مثل مرگ مغزی _ برام افتاد با اجازه پدر و مادرم اعضایی مثل قلب و کلیه و قرنیه و کبد رو اهدا میکنم . با دیدن این بحث , بعد کلی تحقیق متوجه شدم که این سایت قابل اعتماده . ثبت نام کردم و حالا ...

 

حالا احساس عجیبی دارم .

اگه یه روز کسی دچار مشکل کلیوی بشه , آیا واقعا این شجاعت رو دارم که یکی از کلیه هام رو بهش بدم ؟  

چقدر حرف زدن راحته ! چقدر ساده ست ! اما عمل کردنش واقعا سخته !   تازه الان من فقط دارم پیش بینی میکنم ! این فکر که اگه واقعا یه همچین روزی پیش بیاد من چطور میتونم به خودم ثابت کنم " من بودم که به خودم بالیدم که میخوام به یه همنوع کمک کنم ؟! "  

خدایا ! چقدر لیاقت داشتن برای کمک به هم نوع سخت و دشواره ؟! 

 

      یه نکته ! ....

 

دوستان از آهنگ جدید وبلاگ تعجب نکنید !    خسته شدم از بس شعرهای بزرگونه گوش کردم ! 

وقتی میبینم محمـــود با آهنگ عروسکش ( که گذاشتم رو وبلاگ ) چه قشنگ میرقصه و میخنده احساس سرزندگی میکنم .  اینو گذاشتم رو وبلاگ که سرزندگی رو همیشه جلو چشمام داشته باشم . اینم یه درسه دیگه !  حتی از محمود یه سال و 8 ماهه . 

.....*.........

...........*.........

..................*..........

تقديم به خيال برتر ذهن ندا ...

 

افق -  آرزوها – چشمهای تو – لبخند من – شیطنت ها – قدم زدن – نوازش ها -  باران – ساحل - ... !

ختم کلام ! ... " دوستت دارم ! "

 


+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 16:24
توسط ندا همسفر نسیم موضوع: |