|
کسی در درون من از عشق میگفت ! و من خواندم این واژه ها را ... محبت
تجربه جالبیه ! اینکه جایی باشی که تو خواب هم نمیدیدی . خوشحالم ... چون دست کم دو ماهی واسه کارآموزی توی یه شرکت بزرگ و معتبر , مخصوصا دولتی , کار میکنم . وقتی وارد میشم باید کارت بزنم , و وقت خروج هم همین طور . مثل یه رویا میمونه . محیطش با همه آرومیش خیلی صمیمیه . با همه اینکه یکی مثل من خیلی کاربلد نیست ولی طوری رفتار میکنن که آدم شرمنده نمیشه چیز زیادی بلد نیست درسته سر صبح باید برم و نمیتونم تا ساعت 9 بخوابم البته میدونم که این همه اشتیاق واسه اینه که این هیاهو و رفت و آمد فقط واسه دو ماهه و بعد بازم پایان یک خیال که به واقعیت پیوسته این روزا خیلی آرومم ! .....*......... ...........*......... ..................*.......... تقديم به خيال برتر ذهن ندا ... دلم تنگه برات ! |