اینم تصویری از کارت ایران اهدا ( 1 . 2 ) واسه خاطر اونایی که میخوان ببینن چه شکلیه !
یه نصیحتی هم شنیدم که بهتره به اونایی که تو این سایت عضو هستن یا میخوان عضو بشن بگم . این کارت رو در محلی قرار بدید که همه اعضای خانواده ازش آگاه باشن . ولی تا جایی که میتونید جلو دست غریبه ها نذارید . بقول دوستم ، خدایی نکرده یه وقت زنده زنده ، تیکه تیکه تون نکنن !
هر چی باشه تو این دنیا آدم نامرد هم پیدا میشه که از رحم و انسانیت بویی نبُرده ! 



یه نامه دیدم خیلی به دلم نشست
. عکسش اینجاست ، شما هم ببینید .

مامانم آخر هفته واسه یه مدت کوتاه میخواد بره زاهدان
، پیش مامان نرگسی شوکولاتم
( محمود عسل اینا
) . هروقت یادم از سفرهای مامانم میاد دلم میگیره
. هیچ وقت یادم نمیره یه بار 15 روز رفت سوریه و وقتی برگشت خونه ، چون محمود به دنیا اومده بود ، درست سه روز بعد رفت تهران ( اونموقع خواهرم اینا تهران بودن ) .
شاید تلخ ترین روزهای تنهایی من همون روزا بود
. روزایی که بدجور کمبود محبت مامانمو حس میکردم ، روزایی که دلم میخواست ببینم محمود چه شکلیه !
روزایی که امتحانات پایان ترمم بود و من تا غروب تو خونه تنها بودم و ...
! وقتی الان یادم میاد چقد تنها بودم بغض گلومو میگیره ! 
مامانی جونم خیلی دوستت دارم .
خوشحالم که اینو همیشه بهت میگم و تا ابد هم ورد زبونمه
. دوستت دارم ! دوستت دارم ! دوستت دارم !.... 
یه دلتنگی کوچولو ...
ای آسمان تیرهء تا جاودان تهی
من از کدام پنجره پرواز میکنم ؟
وز ظلمت فشُردهء این روزگار تلخ
سوی کدام روزنه ، ره باز میکنم ؟!
ààà
àààààà
ààààààààààà
تقدیم به خیال برتر ذهن ندا ...
خیلی وقته با هم ، همسفریم ! دست در دست هم ، نگاه در نگاه ، اما ، فقط در رویاهای من ! .......
چقدر این رویای با تو در نسیم شکُـفتن ، دل انگیزه ! هرچند رویایی بیش نیست ! 
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 11:33
توسط
ندا همسفر نسیم موضوع:
|