|
کسی در درون من از عشق میگفت ! و من خواندم این واژه ها را ... محبت
بدجور دلم هوای دریا رو کرده ! خب آره ! امان از این همه قدرنشناسی! میدونم تو دلتون اینو میگین!!! چیکار کنم ! دست خودم نیست ! دلم واسه دریا لک زده ! خیلی دلتنگ دریام ،... وقتی که باد شدید میوزه و امواج بلندش به سمت ساحل میاد ! بنظرم یه آزادی به آدم میده ! یه چیزی بین آسمون و زمین رها شدن ! توی خلاء موندن ! و بعد نشاطی از اون همه سرمستی و شیطنت آب ! یه مدتیه خیلی خواب دریا رو میبینم !!! چند وقت پیش خواب میدیدم رفتیم شمال ! نیمه شب بود و ماه توی آسمون خیلی خوشگل میدرخشید. دریا هم طوفانی بود و بدجور به یه ساختمونی نیمه ساخته ، که نمیدونم چطوری توی خواب من نیمه ساخته شکل گرفته بود ( شاید واسه اینکه بی اجازه راحت بتونم برم داخلشو برسم به دریا ... حتما دیگه !!! تنها راه افتادم به سمت خونه و دیواری که دریا بشدت نوازشش میکرد !!! از داخل ساختمون رد شدم و رسیدم به دریا ! ته خونه ، یه حالت بالکن مانند داشت و دریا تا لب بالکن که خیلی درب و داغون بود بالا اومده بود .دستامو محکم از دیوار گرفته بودم تا وقتی موج به دیوار بالکن میزنه منو با خودش نبره ! ولی توی اون حالت وقتی موج با اون شدت به من و صورتم میخورد ،.... !!!! وقتی امواج برمیگشت ، چقد نفسم راحت بالا میومد و چقدر ساده از خوشحالی و هیجان قهقهه میزدم ! چه خواب شیرینی بود ! دلم واسه سکوت دریا ، وقت سپیده دم تنگ شده ! واسه سرخی و دلتنگی غروبش تنگه ! واسه نشستن روی شن ها و سنگ های نم کشیده ش ، ... حتی برای فکرایی که ... نمیدونم ،... فکره ؟! تخیُله ؟! ... یا اصلا فکر آدم خالی از همه چیزه و خیال میکنه داره فکر میکنه، ... تنگ شده ! خدایا !! واسه آرامش خاطر و روحمون ، چه نعمت های عجیب و گرونی رو ، مُفت به ما دادی ! یعنی لیاقتشو داریم؟! --------------- * میگی چطوری؟! اگه نمیتونی حدس بزنی ، بپرس تا بگم !
صدای محمــود جیگرطلا حالا که دلتنگی داره رفیق تنهاییم میشه کوچه ها نا رفیق شدن حالا که میخوام شب و روز ، به همدیگه دروغ بگن ساعتا هم دقیق شدن **** ******** ************** تقدیم به خیال برتر ذهن ندا ... شاید تنها کسی که نمیدونه چقدر دوستت دارم ، تویی !!!
|