|
کسی در درون من از عشق میگفت ! و من خواندم این واژه ها را ... محبت
P حافظه آدما برای موارد بی اهمیت هم ، بخوبیه موارد مهم کار میکنه P روی کاغذ ابروباد نوشته و زده بود به دیوار اتاقش ! قسمت اول متن خیلی برام دلنشینه ؛ هرچند قسمت (*) به بعد ، دردناکه و غیر قابل لمس از ترانه ها ... ... بودنم ، ... ... این آمدن های همیشگی ام ... بوی بهشت نمی آید ! نیامدی !!! ... میروم ! ... *… اما ... این _ " به جهنم (!) " _ گفتنت را نیز ... دوست دارم ... P مدتیه پل ِ هوایی کنار دانشگاه ، برام شده جاده ای برای سکوت ِ ذهن و خلوت افکارم ! P برای بار نمیدونم چندُم، فیلم Kal Ho Naa Ho( شاید فردایی نباشد !! ) رو نگاه کردم P استاد تاریخ صدر اسلاممون یه روحانیه بدون لباس روحانیته که حقوق خوندن و بقولی سری در سرا دارن و اینا... ! درس که هیچ ، چند تا سوال میگه و ما می نویسیم و قراره سوالات امتحان پایان ترمو هم بهمون بگه تیک بزنیم و همونا رو بخونیم اخرش اینه که خیلی پاپیچ بچه ها خصوصاً خانومای کلاس میشه ! البته یکی دیگه از استادهامون بود ترم قبل ، مالیه عمومی تدریس میکرد و با اینکه خیلی بی ربط به درسش بود از همین بحثا راه مینداخت ؛ ولی بدون اینکه بچه ها رو وادار به درگیری های لفظی کنه (!)! میشه گفت تقریباً حرفهای استاد تاریخمون رو میزد و مدام از ما خانوما شکایت میکرد که برای چی میخوایید جای مردها رو بگیرید ؟ درس میخونید که چی بشه ؟ کار میکنید که چیکار کنید ؟ و .=.=.=.=.=. پ.ن 1 : زن ذلیلای قسمت برادران ، تو این بحثا در کلاس کاملا شناخته میشن ! همون قضیه زبان سُرخ سر سبز میدهد بر باد و اینا پ.ن 2 : بنظر میرسه دانشجوها بیشتر از اینکه رغبت برای درس خوندن و گوش دادن داشته باشن ، علاقه به فلسفه و تفسیر و تحلیل مسائل اجتماعی و فرهنگی ، سیاسی و ... خلاصه وقت تلف کردن تایم کلاس درس دارن ! پ.ن 3 : چقدر خوبه تو این نوع مباحثه ها چه دخترا ، چه پسرا ، ادب رو رعایت کنن و بحثا رو به سُخره و تمسخر نگیرن ! P اگه تولد داود ، بهترین داداشیه دنیا ، توی اردیبهشت نبود ، دلم میخواست از ماه های سال ، حذف بشه P خدا جونم ؟! ... نمیخوای بگی قضیه چیه ؟! ... هیچکس ، تنهاییم را حس نکرد !
تقدیم به خیال برتر ذهن ندا ...
برای رویش نهال ِ خنده هایت ، بارانی مشتاقم ! می بارم !!بی مثال رشد کن ؛ و لبخند بزن ! |